مؤلف مجهول
119
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
مدرسه و مسجد ساخت در غايت تنوّق و نهايت تكلّف ، و مالى وافر در آن صرف كرد . و اكنون آن عمارت از متنزّهات عالم است . و عروس آن فتح ، بيمن آن وزير صاحبتدبير و پير بىنظير ، از وراى پردهء غيب چهره نمود ؛ و ماه آن شاه بعد از انخساف ، بعقدت ذنب تهوّر از مطلع خلاص و اقبال طالع شد ، و قيصر روم را رام كرد و بمنتهاى روم برسيد . حكايت آوردهاند كه چون بساط دولت امير المؤمنين مامون در بسيط خراسان مبسوط گشت و از اطراف تحايف « 1 » طرف و ظرف « 2 » و نفايس هدايا و تحف آوردند ، تمامت را درنظر آورد ، پس فرمود تا طرايف و ظرايف ملك روم را يك ده عوض فرستند ، و غرايب امتعهء اهل اسلام را يك دو بدهند . مقرّبان گفتند حكمت در ترجيح كفّار بر اهل اسلام چيست ؟ فرمود چون از دولت اسلام محرومند و تفاخر و تكاثر ايشان [ 83 ر ] بمالست ، و مطمح نظر كفّار بر عروض و ذخاير دنيا مقصور باشد ، از آن سبب مال فرستادم ، تا بدانند كه اينجا مال كم نيست ، و عزّ اسلام و ذلّ كفر شناسند . چون رسولان بروم پيوستند ، از شكوه و هيبت و قدرت و شوكت امير المؤمنين ياد كردند ، كه درين زمانه بفضل و عقل و سخا و علم و حلم و حيا يگانه « 3 » است ، از خصال بزرگى هيچ ازو مفقود نمانده ؛ و در كفايت و كياست و اصابت راى ثاقب ، مانند وزير او سهل ، صعب يافت شود ؛ و ليكن وزير او يك عيب دارد كه جوانست ، شعر : پير بايد وزير زانكه به پير * هم تعب هم طرب رسيده بود سرد و گرم جهان كسى داند * كه زهر شربتى چشيده بود
--> ( 1 ) - ص : بجانب . ( 2 ) - ص : بىنقطه . ( 3 ) - ص : بيگانه .